السيد الخميني
جهاد اكبر 44
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
مىباشد . مستسقى « 1 » از آب تلف مىشود ؛ ولى تا آخرين نفس از آشاميدن آن لذت مىبرد ؛ و قهراً اگر انسان از مرضى لذت برد و درد هم نداشت ، دنبال معالجه نخواهد رفت ؛ و هر چه به او اعلام خطر كنند كه اين كشنده است ، باور نخواهد كرد . اگر انسان به مرض دنياپرستى و هواخواهى مبتلا شد ، محبت دنيا قلب او را فراگرفت ، از غير دنيا و ما فيها بيزار مىشود - العياذ باللَّه - نسبت به خدا و بندگان خدا و به پيامبران و اولياى الهى و ملائكة اللَّه دشمنى مىورزد ، و احساس حقد و كينه مىكند ؛ و آن گاه كه فرشتگان به امر خداى سبحان براى گرفتن جان او مىآيند ، سخت احساس تنفر و انزجار مىكند ؛ زيرا مىبيند كه خداوند و ملائكة اللَّه مىخواهند او را از محبوبش ( دنيا و امور دنيوى ) جدا سازند ؛ و ممكن است با عداوت و دشمنى حضرت حق تعالى از دنيا برود . يكى از بزرگان قزوين - رحمه اللَّه تعالى - نقل مىكرد كه [ به ] بالين مردى كه در حال احتضار بود حاضر شدم . در آخرين دقايق زندگى چشم باز كرد و گفت : ظلمى كه خدا به من كرد ، هيچكس نكرده است ! زيرا با چه خون جگرى اين بچهها را پرورش داده بزرگ كردهام ؛ اكنون مىخواهد مرا از آنان جدا سازد ! آيا ظلمى بالاتر از اين مىشود ؟ اگر انسان خود را مهذب نكند و از دنيا منصرف نسازد و حبّ آن را از دل بيرون ننمايد ، بيم آن مىرود كه هنگام مرگ با قلبى لبريز از بغض و كينه نسبت به خداوند و اولياى او جان سپرد . با چنين سرنوشت شومى دست به گريبان است . آيا اين بشر افسار گسيخته اشرف مخلوقات است ، يا در حقيقت شرّ مخلوقات مىباشد ؟ وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ
--> ( 1 ) - مستسقى : كسى كه به مرض استسقاء مبتلا است . و « استقساء » نام مرضى است كه بيمارآب بسيار خواهد . فرهنگ معين ذيل كلمة « مستسقى » و « استسقاء » .